• چهارشنبه 28 شهریور 97

 حسن ثابت جو

غزل شهادت حضرت عبدالله بن الحسن(ع) -(بین خیمه با غم یادت تفکر می کنم)

321

بین خیمه با غم یادت تفکر می کنم
تشنه ام بر تشنگی تو تدبر می کنم
می زند غیرت به دل موجی و می آیم به سر
دامنت را از گلِ جسمم عمو پر مي كنم
دعوتت لبیک گفتم ای غریب کربلا
قابلم دانسته اي از تو تشكر مي كنم
بسكه مي خواهم تو را افتاده بین قتلگاه
در هوای سينه ات اكنون تبلوّر مي كنم
آخرين سرباز جانباز قیام تو شدم
اعتبارم دادي احساس تكبّر مي كنم
همچو بابایم در آغوشم گرفتی ای عمو
وقت جان دادن پدر را من تصور مي كنم
اي عمو با اين همه زخم تن و سوز عطش
از چنین صبری من احساس تحیر مي كنم

  • جمعه
  • 23
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 16:20
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران