• چهارشنبه 25 مهر 97


کرامات امام حسین

3

مرحوم شیخ رمضان علی قوچانی از علمای معروف و ائمه جماعت مسجد گوهرشاد بودند ایشان مریض و مشرف به مرگ شدند. جمعی از اقوام و دوستان برای
تشییع جنازه ایشان آمدند.
ناگهان می بینند که ایشان حرکت کرده و چشم ها را باز می کند و با صدای ضعیف همه را فرا می خواند و می گوید می خواهم برایتان روضه بخوانم همه تعجب کردند چون ایشان منبریِ روضه خوان نبودند.
فرمودند همین الان صحرای محشر را دیدم و هاتفی با صدای بلند اعلام کردند که حاج  رمضان علی قوچانی اهل بهشت است،به سوی بهشت برود،من دیدم دری به سوی بهشت باز است و جماعتی بسیار در صف طولانی ایستاده که به نوبت بروند.گفتند صف علما می باشد و در اواخر صف بودم دیدم تا نوبت به من برسد هلاک می شوم.
به عقب نگاه کردم دیدم درِ دیگر به سوی بهشت باز است،ولی این در خلوت است به خود گفتم من که اهل بهشتم از این در نشد از آن در می روم،سپس سوی آن در رفتم دیدم دربان جلوی من را گرفت و گفت نمی شود این در مخصوص اهل منبر  و روضه خوان های امام حسین(ع) است.تو که روضه خوان نیستی.
متحیر بودم دیدم حاجی میرزا عربی خوان معروف به ناظم سوار بر اسب از بهشت بیرون آمد جلوی در سلام کردم و گفتم مرا کمک کن و به بهشت ببر گفت نمی توانم چون این در مخصوص روضه خوان های حسین است اصرار کردم گفت یک راه دارد،تو روضه بخوانی و من مستمع شوم شاید بتوانم به این وسیله تو را ببرم،آن گاه پیاده شد و نشست و من برای او روضه خواندم،پس برای شما هم روضه می خوانم چند کلمه ای روضه خواند و از دنیا رفت.
گنجینه دانشمندان،ج۹،ص۲۶۳
معجزات و کرامات امام حسین (ع)،ص۳۰۹

  • پنج شنبه
  • 19
  • مهر
  • 1397
  • ساعت
  • 20:10
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران