• سه شنبه 22 آبان 97

 محمدرضا سروری

برس به فریاد حسن -(زینب ای خواهر من ، جگرم پاره شده ، برس به فریاد حسن)

375

برس به فریاد حسن

 

زینب ای خواهر من ، جگرم پاره شده ، برس به فریاد حسن

یار غم پرور من ، سینه غمباره شده ، برس به فریاد حسن

تشتی آور بر من ، زهر کین کاره شده ، برس به فریاد حسن

دیگر این پیکر من ، بی ره و چاره شده ، برس به فریاد حسن

******

لحظة آخر من آمده وقت سفر است ای خواهر

وقت پرواز حسن سوی جهان دگر است ای خواهر

زهر با این دلِ خونین جفا دیده چه کرده امروز ؟

آنچه آید به دهن ، لختة خون جگر است ای خواهر

 

خواهر ببین غریب وطنم

خونین شده فضای دهنم

آبست و کوزه ای زهرآلود

می سوزد از شرارش بدنم

 

زینب ای خواهر من ، جگرم پاره شده ، برس به فریاد حسن

******

آب زهرین ببریده لب افطار مرا ای زینب

غرق در شعله نموده تن تبدار مرا ای زینب

بی مداوا بُوَد این درد و بلا بر جان بی تابم

بنگر از زهر جفا ، زردی رخسار مرا ای زینب

 

خواهر ببین چه آمد بر ما

آخر شدم قتیل اسماء

در خانة خودم مظلومم

افتاده جسم و جانم از پا

 

زینب ای خواهر من ، جگرم پاره شده ، برس به فریاد حسن

******

با که گویم که شده قاتل جانم یارم

سم کین آمده در جای کمان پیکارم

بی رمق گشته تمام بدنم از این زهر

تشت پر کردن از این خون جگر شد کارم

 

خواهر دلم شده صدپاره

در موطن خودم آواره

خونابة دلم می ریزد

از کینة زنی مکّاره

 

زینب ای خواهر من ، جگرم پاره شده ، برس به فریاد حسن

******

سروری گو که اگر مانده حسن بی یاور

زینبش دیده ولی بی کسیِ درد آور

بی برادر شده او بعد ابالفضل و حسین

نتواند که نماید غم جانکاه باور

 

خواهر مکن کنارم زاری

آه و فغان از این بی یاری

ای یار غم نشینم منِما

اشک از دو دیدة خود جاری

 

زینب ای خواهر من ، جگرم پاره شده ، برس به فریاد حسن

******

 

  • یکشنبه
  • 13
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 14:28
  • نوشته شده توسط
  • نخل بی سر
حجم فایل 5.74 MB
تعداد بازپخش 88
تاریخ بارگذاری یکشنبه 13 آبان 1397 15:14
عنوان : نوحه برس به فریاد حسن با صدای کربلایی محمد حداد

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران