• دوشنبه 26 آذر 97

استاد سید هاشم وفایی

حرم آرزو -(شش گوشه ای که جلوه ی انوار کبریاست)

17

شش گوشه ای که جلوه ی انوار کبریاست
شش گوشه ای كه قبلـه ی دل های انبياست
شش گوشه ای كه جذبه ی هـرگوشــه ای ازاو
درامتداد جــاذبه ی عــرش كبـرياست
شش گوشه ای كه جلــوه ی گلــزارجنت است
شش گوشه ای كه گلشن سرسبز اوليـاست
شش گوشه ای كه آينــه ای از بصيرت است
درانعكــاس آينـه اش پرتو هُـداست
شش گوشه ای كه پنجره ی اوست روبه عرش
عطردعــا وبوی اجـابت در او رهاست
شش گوشه ای كه غـرق درانوار رحمت است
درگـوشه گـوشه گـوشه ی اوتـُربت شفاست
شش گوشه ای كه گلشن سبـزشهادت است
تصويری ازشهـادت يك نخـل سرجداست
ای آفتــاب عزّت واي مهـرمشـرقيـن
مارا بخـوان حسين شبی قُبه الحسين
جمعه كه می رسدحـرمت باصفاتراست
چون ميزبان مقـدم زهـرا وحيدراست
جمعه كه می رســد زتجــلای اوليــا
انـواركـربـلای توچنـدين برابر است
جمعه كه می رسـدبه مقـام بهشتی ات
حال وهـوای كـرب وبــلای تومحشراست
جمعه كه می رسدز فلك می رسـد ندا
ای زائـرحسيـن مقـامت فزون تراست
جمعه كه می رسـددل دردآشنــای مـا
بهـرزيـارت حـرمت دردپـرور است
جمعه كه می رسـدهمــه فريـادمی زنند
زهــراكنــارپيكـرخـونين وبی سراست
جمعه كه می رسدبه هرآن كس كه بنگری
چشـم انتظــارمنتقـم خون داوراست
آخركـدام جمعــه رسـديادگـارتو
آن لالــه ای كـه هست گل داغـدارتو

  • پنج شنبه
  • 15
  • آذر
  • 1397
  • ساعت
  • 18:21
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران