• سه شنبه 2 بهمن 97


زبانحال حضرت علی علیه السلام خطاب به حضرت فاطمه سلام الله علیها -(شعله زد در خرمن جان آه آتش زای من)

179
2

شعله زد در خرمن جان آه آتش زای من
کو زلال فیض لعلت؟ جان من! زهرای من!
هاله ی غم چتر گردان جمالت گشته است
کو خدائی جلوه ات؟ ای ماه مهر آرای من
نشکفد گر بر تکلّم غنچه ی خاموش تو
هر سخن افسرده گردد بر لب گویای من
نرگست گوئی بود مست شکر خواب سحر
ای نگاهت مایه ی نوشینی رویای من
بوی هجران می تراود از گل پژمرده ات
وایِ من!‌ از تلخی ایّام هجران، وای من!‌
نوبهارا جلوه ات چون شد، مگر باد خزان
برد بر یغما صفای این گل رعنای من
از نیایش شعله در جان ملائک می زدی
ذکر و تسبیحت چه شد ای همدم نجوای من
چشم بیدار تو را چون خفته بینم نیمروز؟
ای چراغ افروز بزم طاعت شبهای من
بشکند دستی که شد ویرانگر بنیان صبر
کرد چون فیروزه، رنگ لولو لالای من
ریخت اشکم، ریخت تا گردون به جامت زهر غم
سوخت جانت، سوخت تا کاشانه و ماوای من
از تو باشد رونق گنجینه ی تنزیل و وحی
ای به اکلیل کرامت گوهر والای من
حال امروز تو خون اندر دل من می کند
گر نگردد حال، وای از تلخی فردای من
قامت صبرم شکست از بار محنت زای درد
تا نشان سنگ کین شد گوهر یکتای من
شکرُ لِلَّه جز به درگاه نبی و آل او
پیش کس عابد نشد خم قدّ استغنای من

  • جمعه
  • 14
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 16:16
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران