• پنج شنبه 30 خرداد 98


در مدح و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها -(ای شکوه آفرینش را نشان یا فاطمه)

118

ای شکوه آفرینش را نشان یا فاطمه
آبروی خاک و تاج آسمان یا فاطمه
قاف عصمت را تو سیمرغ بلند آوازه ای
اینقَدَر می دانمت نام و نشان یا فاطمه
ای شگفتا در زمین و در زمان گنجیدنت
ای فراتر از زمین و از زمان یا فاطمه
بر لب باران اگر جاری نباشد نام تو
کی ز سنگستان شکوفد گلستان یا فاطمه
می برم نام تو را در وحشت توفان و موج
می شود دریا برایم چون کران یا فاطمه
بی تولای تو گم کردند راه کعبه را
در غبار فتنه اهل کاروان یا فاطمه
هر کجا با یاد تو ذکر مصیبت می کنند
از در و دیوار می خیزد فغان یا فاطمه
دل شکستن با ستم از قرة العین رسول؟
آه و آه از مردم نامهربان یا فاطمه
جز دریغ و داغ و درد، از امت بیدادگر
سوی پیغمبر چه بردی ارمغان یا فاطمه
تا شود ظاهر درون تیره ی کفر و نفاق
مدفنت از چشم مردم شد نهان یا فاطمه
زخمی از راز کبودت در دل آیینه هاست
خونچکان است این جراحت همچنان یا فاطمه
در هجوم فتنه از قفقاز تا شام و یمن 
خون اهل قبله می باشد روان یا فاطمه
مفتیان ناصبی را باز هم رنگین شده ست
خنجر فتوا ز خون شیعیان یا فاطمه
خون مظلومان به تاوان تولّای علی
می چکد از تیغ «حجّاج» زمان یا فاطمه 
تیغ اگر از آسمان بارد، چرا پروا کنم؟
دارم از مهرت به سر چتر امان یا فاطمه
من که دارم حرز جان از مهر آل مرتضی
کی کنم پروا ز تیغ جانستان یا فاطمه
«یا علی» می گویم و بر قلب دشمن می زنم
گرچه باشم لشکری را در میان یا فاطمه
نیست غیر از «یا علیﱡ  یا علیﱡ  یا علی»
هر نَفَس دارم اگر من بر زبان : یا فاطمه
از تو گویم مدح و می دانم که مدح آفتاب
درنگنجد ذرّه ها را در بیان یا فاطمه
من نگویم شاعر آل علی هستم ولی
می زنم عُمری دم از این خاندان یا فاطمه
کرده ام در آستانت ادّعای نوکری
کی شوم منّت پذیر این و آن یا فاطمه
روزگار آزاده ام دید و نیاسودم دمی
از جفای بندگان نام و نان یا فاطمه
نوکرت را بارها دادی نجات از فتنه ها
بار دیگر نوکرت را وارهان یا فاطمه
دورم از شهر نجف مانند مرغی در قفس
کی گشایم پر به شهر آرمان یا فاطمه
پیرم  وگر بگذرم بر شهر شاه اولیا
بار دیگر می شود روحم جوان یا فاطمه
در بهار روضه ی حیدر پر از گل می شوم
گر چه پژمردم ز توفان خزان یا فاطمه
آستان شیر یزدان آشیان روح ماست
بیقرارم در هوای آشیان یا فاطمه
فیض دیدار نجف بخشا که این حسرت نصیب
بوسد از شاه ولایت آستان یا فاطمه
بی گمان اعجاز تکرار بهار نام توست
اینکه طبع مرده ام شد گل فشان یا فاطمه

  • پنج شنبه
  • 20
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 20:29
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران