• شنبه 29 تیر 98

 اسماعیل تقوایی

یا فاطمه الزهرا (س)_لگدی خورد به در فاطمه افتاد زمین

345

یا فاطمه الزهرا(س)
لگدی خورد به در فاطمه افتاد زمین
وای از فاطمه وضربه به پهلو سنگین

فضه آمد به برش تا که مددکار شود
حال بانوی خودش دید بسی گشت حزین

گلی از ساقه شکستند که برخاک افتاد
غنچه اش پرپر وبی جان شده با ضربه کین

ناله ی یا ابتا از دل زهرا(س)آمد
مصطفی خون جگر خوردبه فردوس برین

ناله ی فاطمه آنسان دل هر عالم سوخت
که زد آتش به دل هر ملک عرش نشین

جان بسوزد که در آندم دل حیدر خون شد
بود آن صحنه تماشاگه آن یار غمین

دست بسته نتوانست که کاری بکند
اشکش آمد که دهد درد دلش را تسکین

سوی مسجد بکشاندند علی را با زور
خواست مانع بشود کوثر پیغمبردین

ضرب شلاق بیامد بروی بازویش
وای از اینهمه بیداد ز افراد لعین

شعر:اسماعیل تقوایی

  • دوشنبه
  • 15
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 1:38
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران