• پنج شنبه 2 خرداد 98

 رضا آهی

مدح امیرالمؤمنین علی -(زبان قلم شد و دل صفحه ایی زدفترشد)

54

زبان قلم شد و دل صفحه ایی زدفترشد
فضای دور و برم گوئیا مُعَطَّر شد

ز لطفِ حضرت زهرا مادر سادات 
لبان من مُتَنَعِّم به نام حیدر شد

مرا کجا غزل از شاه لا فتی گفتن 
از آن امام همامی که دست داور شد

برای مدح علی پای شعر من لنگ ست
کسی که مادح او مصطفی مُکَرَّر شد

سروده حضرت خاتم علی و أَنْفُسَنَا 
پیمبری که جهان از رخش مُنَوَّر شد

کنار واژه ی زهرا علی چه جلوه گرست 
به اذن حضرت حق اینچنین مُقَدَّر شد

میان طالع زهرا خدا علی به نوشت  
نگار ختم رسل تکیه گاه صفدر شد

علی مدال ولایت به گردنش افتاد
دمی که سائل انگشترش مُفَخَّر شد

میان عرصه ی گیتی کجا چنین پدرست 
که هریک از پسرانش امیر و سرور شد

تبار من به فدای علی و اولادش
که عضو کوچکشان دلبری چو اصغر شد 

میان خلقت خود پهلوان خدا کم داشت 
علی رسید و نمایان یلی دلاور شد

زمین در اوج نبردش به لرزه می افتاد
که گوئیا شده دنیا تمام و محشر شد

چه ضربه ای!که شد اَفْضَلْ عَبَادَةٍ الثَّقَلَیْنِ
ز جان نثاری یش اسلام دین برتر شد

ز درب قلعه ببین قدرت!! یدالله را
زجا در آمد و حیدر شکوه خیبر شد

علی برنده شد و نقطه نقطه ارض و سماء
پر از نوای خوش کردگار اکبر شد   

غلام درگه یار از قدیم الایامیم
عیارمان به خدا عشق آن مطهر شد 

بهشت حضرت حق خانه ی بزرگان است 
فدای نام علی چون نگین این در شد  

هرآنکه نوکر این خانواده شد آری   
عزیز هر دو جهان چون جناب قنبر شد

ره خدا شده حیدر ره علی به خداست   
حرامزاده بود آنکسی که منکر شد 

  • پنج شنبه
  • 23
  • اسفند
  • 1397
  • ساعت
  • 17:57
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران