• پنج شنبه 30 خرداد 98

 اسماعیل تقوایی

گل خوشبوی حسین(ع)_ای گل خوشبوی گلزار حسین

169
1

گل خوشبوی حسین
ای گل خوشبوی گلزار حسین
جان لیلایی وعشق عالمین

در مدینه چونکه دنیا آمدی
رنگ شادی بردل حیدر زدی

آمدی بابا مراد دل گرفت
در سرای عشق تو منزل گرفت

چون عموعباس آغوشت گرفت
بوسه ازلبهای گل نوشت گرفت

تاکه از رخ پرده را انداختی
حال عالم را دگرگون ساختی

یوسفان افتاده اندر چاه تو
کهکشانها شد چراغ راه تو

عرشیان الله اکبر گو شدند
با دوچشم مست توجادو شدند

در مدینه کرده ای غوغا بپا
محو رویت پیروان مصطفی

ای پیمبر رو،پیمبر خوی ما
لطف کن چشم عنایت سوی ما

ما همه مست تولای توییم
نوکر بی چیزبابای توییم

ای جوان اول خون خدا
ای همیشه بر جوانان مقتدا

ای میان حیدریون شمع بزم
بوده بوفاضل تو را استاد رزم

برق شمشیر تو برق ذوالفقار
قدرت اللهی میان کارزار

معدن علمی واستاد عمل
کارهای تو همه خیر العمل

تو علی های پدر را اکبری
در خلایق شبه پیغمبر تری

چشم بابا بر قد وبالای تو
عمه زینب واله وشیدا ی تو

صوت قرآن تو جان بخشد پدر
بشنود با گوش جان وچشم تر

کربلا بودی اذان گوی حرم
ای حرمها با وجودت محترم

سالها بوده به دلهامان شرر
راه رفتی پیش چشمان پدر

روز میلاد تو ای قرص قمر
می شود با تو جوانی معتبر

خوش بود این روز در کرببلا
عرض تبریکات بر خون خدا

خوش بود با مهدی صاحب زمان
شادمانی کردنم در آن مکان

ای علی اکبر ای باب کرم
قسمت عشاق خود بنما حرم

شعر:اسماعیل تقوایی

  • یکشنبه
  • 25
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 19:37
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران