• دوشنبه 27 خرداد 98


میلاد حضرت علی اکبر -(نَبی خَلق و نَبی خُلق و نَبی سیما،علی اکبر) -(نَبی خَلق و نَبی خُلق و نَبی سیما،علی اکبر)

285
1

#حضرت_علی‌_اکبر_ولادت
#حضرت_علی_اکبر_مدح


نَبی خَلق و نَبی خُلق و نَبی سیما،علی اکبر
چه غوغایی نموده حق تعالیٰ باعلی اکبر!

جمالش حضرت طاها،جلالش رَبِّیَ الاعلا
رخش‌جنت،لبش کوثر،قدش طوبی،علی اکبر

امیرالمومنین برحضرت زهراتبسم کرد
همینکه خنده زد برصورت لیلا،علی اکبر

خدادیدم،نبی دیدم،علی دیدم به یک صورت
شدم مجنون،زدم فریاد مولاناعلی اکبر...

نمیدانم بگویم یاعلی بن ابیطالب؟
ویاگویم رسول الله حالا،یاعلی اکبر؟

تمنادارد این لحظه،تماشادارداین صحنه
روی دست علــیِّ عــالیِ اعـــلا،علی اکبر

بنی هاشم وصال مصطفی راخواستنداز حق
نــدا آمــد کــه «اِنّا نَحنُ نَزَّلنٰا» علی اکبر

بنازم این شرافت را،بنازم این اصالت را
علی بن حسین بن علی ،آقا علی اکبر

قمر می گفت لٰاحَولَ ولٰا...تا دیدخوابیده
به روی دستهای حضرت سقا،علی اکبر

شبی درمحفلی ذکرعلی بود،عاشقی فرمود
علی مولا علی مولا علی مولاعلی اکبر

اَوَلَسْنا عَلیَ الحَق گفت،بااین جمله ثابت کرد
که حیدر جای خود دارد،بگوحق* باعلی اکبر

حسین بن علی اسم علی رادوست می دارد
دلش میخواست گیردازخداصدها علی اکبر

حسین بن علی مَمسوسْ فی ذات اللَّهَش گوید
عجب نزدیک شد باحضرت مولا،علی اکبر

اگرمَمسوسْ درذات خداونداست،پس حتماً
بودعالِم به عِلمِ عَلَّمَ الاَسمٰا،علی اکبر

چنان مانندحیدر یک تنه می تاخت درمیدان
که لشگرنعره می زد«لافتی الا»علی اکبر


اَنابنُ قاتلُ الکُفار،انابن حیدرِالکَرّار
بود ذکر رجزخوانیِّ مولانا علی اکبر

نوای اشهداَنَّ علیـّــاً حُجت اللَّــه را
شنیدن دارد ازلعل لب آقاعلی اکبر

قسم‌برحرمت‌مُصحَف،ابوفاضل‌به‌یُومُ الطَٓف
کَفیلِ زینبِ الحَوراست، اما باعلی اکبر
ـــــــــ
هم آقایی هم آقازاده، اِی جانم به قربانت
چه نسلی!هل اتی،تطهیر،اعطینا،علی اکبر

سِزدگوئی به گهواره سَلامُ الله عَلَیّْ یَومَ
وُلِدتُ وَ اَموتْ ، وَ اُبعَثُ حَیّٰا،علی اکبر

نقابی زن به سیمایت.که ترسم جای پیغمبر
بَرَندَت تا مقام قُربِ اَو اَدنی،علی اکبر!

چه کردی بادل زینب،چه کردی بادل لیلا
چه کردی باپدر بااین قدوبالا علی اکبر

دلت انگوراگرخواهد،خداوندامرفرماید
شود انگور کل جنت الاعلی علی اکبر

همیشه سفره ات مثل امام مجتبی پهن و
زهردروازه نور خانه ات پیدا،علی اکبر

حرم رفتم،زیارت خواندم وعرض ادب کردم
وپرسیدم‌چراخوابیده‌پایین‌پا،علی‌اکبر؟

ندایی آمداز پایین پا،این است جُبرانِ
محبتهای پایانی بابا، باعلی اکبر

پدر بوسیدرویم‌رامیان‌خاک‌وخون،باید
ببوسد پای بابای غریبش را،علی اکبر

مرومیدان که بابایت به حال احتضارافتاد
ترحم کن به اشگ زینب کبری،علی اکبر

به یوم الطف تمامی شهیدان،لحظه ی آخر
درآغوش حسین جان باختند،الاّعلی اکبر

دوچشم اوسیاهی رفت،ومرکب اشتباهی رفت
خدایا مانده بین لشگری تنها...،علی اکبر

پسرتنهای تنها شد،زمین خوردارباارباشد
پدر برسرزنان می گفت واویلا علی اکبر

..........
*اشاره به علی مع الحق و الحق مع علی
...........
#خادم

.

  • دوشنبه
  • 26
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 4:45
  • نوشته شده توسط
  • عبدالحسین

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران