• دوشنبه 6 خرداد 98

 رضا یعقوبیان

شعر میلاد امام حسن -(گل زگلزار ولایت وا شده )

178
1

گل زگلزار ولایت وا شده 
جشن شادی و شعف برپا شده 
دردمندان جهان شادی کنید
 بار دیگر درب رحمت واشده 
امشب از لطف خداوند کریم 
در گلستان ولا گل واشده
زآسمان ریزد ستاره بر زمین 
در سپهر دین مهی پیدا شده 
تهنیت آورده جبریل امین
 چون علی مرتضی بابا شده 
بیت حیدر پر شد از نور و سرور 
شادمان از مقدمش زهرا شده
هدیه ای داده خدا بر مرتضی 
خنده بر لب حضرت طاها شده 
شادمان اهل زمین و آسمان
 زینت عالم گل زهرا شده 
نام او زینت فزای عالم است 
پور زهرا کعبه دلها شده
آمده ام شب کریم اهل بیت 
از قدومش این جهان زیبا شده 
             آمده نور خدای ذوالمنن 
        دومین منجی این عالم حسن

 آمده در نیمه ماه خدا
 مجتبی سبط رسول دوسرا
یثرب امشب گشته لبریز سرور 
آمده آئینه ایزد نما 
از قدوم گلبن عصمت حسن 
بیت زهرا شد حریم کبریا
 زینت عالم شده از لطف حق 
پور دلبند علی مرتضی
عالم هستی پر از شادی و شور 
شد مدینه از قدومش با صفا
 حق به ماه رحمتش ماه صیام
 هدیه ای بر مرتضی کرده عطا 
اهل عالم را بگو زین موهبت 
شاد گردیده دل اهل ولا
آمده نور خدا روح دعا 
آمده سرمنشأ جود و سخا 
این پسر دوم امام امت است
 بعد حیدر شیعیان را مقتدا 
اوبودچون جواب  اطهرش 
دستگیر شیعیان روز جزا
       عالم هستی ز نورش منجلیست
         ، اولین فرزند مولانا علی است

این پسر نور دل اهل ولاست 
ملجاپاکش حریم کبریاست 
سبط پیغمبر گل عالم حسن 
دردوعالم شیعیان را مقتداست
او کریم اهل بیت عصمت است  
او پناه و ملجأ شاه و گدا ست
ای که داری حب و مهرش را به دل 
گوهر مهرش دو عالم پربهاست
 رهنورد راه او باش و بدان
 شیعه اش از آتش دوزخ رهاست 
از کریمان دو عالم برتر است 
کار او بر عالمی جود و سخاست
دردمندان مستمندان را بگو 
هر که آنسوی او حاجت رواست
ای گره در کار افتاده بیا 
خصلت وخوی حسن لطف و عطاست 
جنت شیعه بود خاک بقیع 
مرقدخاکی او دارالشفاست 
کن رضای حضرتش از حق طلب
 با رضای اوخدا از ما رضاست 
           اوگل بستانسرای حیدراست 
          شافع شیعه به روز محشراست 

ای کریم آل عصمت یاحسن
ای سراپا نور ورحمت یا حسن
در شجاعت در بلاغت حیدری 
روح ایثار و شهامت یا حسن 
صبر و ایثار و وفا شرمنده ات
 کوه صبر و استقامت یا حسن
 مظهر ذات خدای داوری 
منشاء جود و کرامت یا حسن
جنت شیعه بود تا روز حشر
 آن حریم با صفایت یا حسن
تو کریمی و کرامت می کنی
 بر همه داری عنایت یا حسن
ازطفولیت امام عالمین
 شاملم لطف و عطایت یا حسن
زنده ام من با ولا و مهرتان 
کی کنم مولا رهایت یا حسن 
در شب میلادت ای نور خدا
 کن نظر بر این گدایت یا حسن 
کن نگه برخار بی‌مقدار خود
 ای گل باغ ولایت یاحسن 
        من (رضا )هستم غلام و نوکرت 
         دستگیرم باش جان مادرت

  • دوشنبه
  • 16
  • اردیبهشت
  • 1398
  • ساعت
  • 19:55
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران