• سه شنبه 26 شهریور 98

 محمود اسدی

زمزمه)مدینه شهر درد و غم به لب آوردی از ما جان

158

مدینه شهر درد و غم به لب آوردی از ما جان
به مانند بقیع تو دل شیعه بود ویران
واويلا آه و واویلا
مدینه جان طاها کو مدینه یاس مولا کو
خدا داند که دل تنگم مدینه قبر زهرا کو
واويلا آه و واویلا
نمی گویی اگر از قبر پنهانش سخن با ما
بگو از سینه ی مجروح و خون پیرهن با ما
واويلا آه و واویلا
مدینه از چه رو یاس علی بی برگ و بر افتاد
چه رخ داده که زهرای جوان در پشت در افتاد
واويلا آه و واویلا
بگو ای شهر غم با ما چه آمد بر سر زهرا
تو دیدی حامی حیدر فتاده زیر دست و پا
واويلا آه و واویلا
تو دیدی ای مدینه کار گل با نیش خار افتاد
بگو با ما کجا از گوش زهرا گوشوار افتاد
واويلا آه و واویلا
مدینه شهر غم از تو بوی غم از چه می آید
صدای ضربت سیلی هنوز از کوچه می آید

واويلا آه و واویلا
*******
شائق

  • پنج شنبه
  • 16
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 3:7
  • نوشته شده توسط
  • هاشمی
حجم فایل 568.57 KB
تعداد بازپخش 18
تاریخ بارگذاری پنج شنبه 16 خرداد 1398 23:51
عنوان : محمود اسدی

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران