• دوشنبه 7 مهر 99


مدح حضرت ابافضل (ع)

25

گفتم ابالفضل و دوباره جان گرفتم
 انگار به روی این سرم قران گرفتم
 گفتم ابالفضل بی هوا باران گرفتم 
بانخ پرچم های تو درمان گرفتم 
خیرکثیرت بردلم باز شد نازل
 به لطف تو قافیه ام باز شد کامل 
بین مقاتل گشته است این طور روایت 
باذکر یاحیدر خود کردی قیامت
 اب توریخت زمین خواهرت ریخت بهم 
اسمان تیره شدو پیکرت ریخت
 بهم پاره پاره شده ای دفترت ریخت بهم
 دست افتاد زمین برادرت ریخت بهم
 دستت افتاد زمین دشمن تو میخندید
 دورازپیکر تو ازنظرت میترسید 
درهوا بود عمود، دم به دم میچرخید 
خون بود روی زمین از سر تو میبارید
 چه شده عباسم تکه تکه شده ای
 مثل تسبیح شده ای دانه به دانه‎ شده ای
ح  ف

  • چهارشنبه
  • 26
  • شهریور
  • 1399
  • ساعت
  • 12:57
  • نوشته شده توسط
  • حامدفعلی

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران