• چهارشنبه 5 اردیبهشت 97

شعر مدح امام موسی کاظم(کنج زندان ای خدا، جان رسيده بر لبم)

2360

کنج زندان ای خدا، جان رسيده بر لبم
می دهم لب تشنه جان، همچو جدّ اطهرم
اين دم آخر رضا، بهر ديدارم بيا
بار الها زهر کين، زد شرر بر سينه ام
من که ياد مادر و روی سيلي خورده ام
اين دم آخر رضا، بهر ديدارم بيا
سندی بن شاهک آن، مرد بي شرم و حيا
می زند بر روی من، سيلي از راه جفا
اين دم آخر رضا، بهر ديدارم بيا
دخترم معصومه را، ای صبا بر گو بيا
تا که ديدارش کنم ، کنج زندان بلا
اين دم آخر رضا، بهر ديدارم بيا

  • سه شنبه
  • 24
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 7:45
  • نوشته شده توسط
  • یحیی

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران