• دوشنبه 3 اردیبهشت 97

امام رضا(ع) -( ای که از قبرت سراسر نور بیرون می زند )

855

ای که از قبرت سراسر نور بیرون می زند 
زایر از دیدار تو مسرور بیرون می زند

رد شدی یک بار و یک عمر است بعد از رفتن ات 
عطر از شبهای نیشابور بیرون می زند 

از شلمچه تا خراسان عشق و مستی کاشتی 
از مسیر حرکتت انگور بیرون می زند 

با حضورت سور اسرافیل بر پا می شود 
مرده هم از شوق تو از گور بیرون می زند 

آب سقا خانه ات نهری است جوشان در بهشت 
چون عسل از کندوی زنبور بیرون می زند 

سازها هم عاشق ات هستند اگر وقت غروب 
نغمه از نقاره و شیپور بیرون می زند 

هر چه می خواهند نورت را بپوشانند باز 
گنبد و گلدسته ات از دور بیرون می زند 

ای بنازم ان امامی را که بعد از قرنها 
هرگنه کار از درش مغفور بیرون می زند 

کام شیرین ،چشم شیرین ،قامتت شیرین ترین 
با حضورت چشمهای شور بیرون می زند 

چونکه محشور است هر کس با امامش روز حشر 
شیعه از قبر خودش مغرور بیرون می زند 

عشق تو گاهی جنان گاهی جنون می اورد 
کفر اگر از دامن منصور بیرون می زند

شاعر : هادی فردوسی

  • جمعه
  • 3
  • دی
  • 1395
  • ساعت
  • 12:25
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران