دلم دوباره هواى تو را به سر دارد
هواى گنبدتان را دمِ سحر دارد
دلم دوباره كنارِ تو گريه میخواهد
كه گريه بر در باب الجواد اثر دارد
كنار پنجره فولادِ تو كسى میگفت
كه قبل گفتن حاجت ، خودش خبر دارد
مگر چه میشود آقا كه زائرت باشم؟
كه طعم آب حرم مزهى دگر دارد...
-
بيا و دست مرا از كرامتت پُر كن...
بيا و اين بدِ رو سياه را حُر كن
-
مرا نگاه شما باز انتخابم كرد
گناه بودم و خاکِ حرم ثوابم كرد
نسيم صحن گوهرشاد بر رُخم خورد و
جنون عشق تو آقا مرا جوابم كرد
همينكه نام تو را گفتم اين دلم لرزيد
پياله بودم و نامِ شما شرابم كرد
به زير پاى تو بوده سرم خدا را شُكر
ببين كه گامِ تو آقا مرا گلابم كرد
-
كنار تو به خدا میتوان خدا را ديد
زِ سايهى حرمت ، مروه و صفا را ديد
-
به احترام تو نازم كه محترم هستى
امام مردم ايران ، يلِ كَرَم هستى
هميشه و همه جا فوقِ انتظارى تو
هميشه و همه جا سايهى سرم هستى
اگر كه صحن و سرايت نبود ، میمرديم
براى مردم اين خاك ، مغتنم هستى
دوباره روضه بخوان تا كه جان بگيرم من
تو سينه سوختهى صاحب عَلم هستى
-
قسم به كعبه كه عيناً خود مطافى تو
غريب آل على ، عين و شين و قافى تو
-
تمام حاجت من اينكه سائلت باشم
خدا كند بشود تا كه دعبلت باشم
"كبوترم نشدم تا كبوترت گردم"
كبوتر حرم و جلد منزلت باشم
كرامتت كه به دريا شده شبيه آقا
چه میشود كه كمى خاک ساحلت باشم؟
نشسته چشم ترم در مسير نيشابور
به اين اميد كه گردى به محملت باشم
-
دلم ميان همه زائران تو گم شد
مريد حضرت سلطان..امام هشتم شد
-
نسيم ماه محرم وزيده آقاجان
دوباره موقع گريه رسيده آقاجان
براى غصهى جدت چه كار بايد كرد؟
بگو بمير برايش...به ديده آقا جان
خدا كند بشود نوكرىِ اين نوكر
قبول مادر قامت خميده آقاجان
شما براى فرج لااقل دعايى كن
كه ياس حضرت زهرا تكيده آقا جان
-
ميان شعر شما حرف كربلا شد باز
نوشتن از تن ارباب و بوريا شد باز
-
زدن به سينه ز غم با من و نوا با تو
دوباره شور عزا با من و دعا با تو
نوشتن از حرم و داغ خيمهها با من
گريز روضهى كوچه به كربلا با تو
نوشتن از سر و دستى كه شد قلم با من
زدن به سينه و خواندن ز خيمهها با تو
زبان گرفتن و هق هق زِ عمق دل با من
نفس نفس زدن و گريه بى صدا با تو
-
خراب زير گلو و لب امامى تو
شكسته بال و پر آتش خيامى تو
-
تمام غصهى تو غصههاى عاشوراست
دليل گريهى تو ماجراى عاشوراست
به خاک حجره اگر سر گذاشتى آقا
فقط براى حسين و براى عاشوراست
بگو براى چه آخر به آب لب نزدى؟
يقين كه علت آن تشنههاى عاشوراست
مدافعان حرم را خودت دعا گو باش
كه اين صدا به خدا هم نواى عاشوراست
-
مرا به سمت حرم پَر بده...صدايم كن
اسيرِ خانهى خود كن..مرا رهايم كن
-
آرمان صائمى
- سه شنبه
- 26
- تیر
- 1397
- ساعت
- 9:56
- نوشته شده توسط
- سید محسن احمدزاده صفار
- شاعر:
-
آرمان صائمی
ارسال دیدگاه