غم تو میگیره
سرو سامونم رو
توی خاک میذارم
همه ی جونم رو
داغ تو خانومم
تو قلبم زده ریشه
مثل سوز آتیشه
بدون تو نمیشه
قول دادی همسفر شی باهام
پس چرا جا گذاشتی منو
من نمیخوام یه ثانیه هم
بی تو این زندگی کردنو
پاشو تکلیفم رو
بانگات معلوم کن
باصدای خندت
دلمو آروم کن
زهرا با من ببین
داغ تو چه کار کرده
قلب من پر از دره
این اشکای یه مرده
جای اینکه کنارم باشی
با غمت هم نشینم دیگه
من چجوری میتونم تو رو
توی خونه نبینم دیگه
بعد تو کی حالِ
قلبمو میدونه
کی برای زینب
لالایی میخونه
رفتی اما هنوز
رد خون رو دیواره
غم رو قلبم آواره
دلم آروم نداره
رفتی اما بدون بعد تو
خونمون قبر حیدر میشه
وقتی دیگه ندارم تو رو
غربتم صد برابر میشه
- سه شنبه
- 18
- دی
- 1397
- ساعت
- 17:22
- نوشته شده توسط
- ابوالفضل عابدی پور
- شاعر:
-
گروه شاعرانه ها سبک
ارسال دیدگاه