• پنج شنبه 16 مهر 05


یا مهدی -(نخوانی تا که درس عشق و ننشینی به محفلها )

951

نخوانی تا که درس عشق و ننشینی به محفلها 
نخواهد گشت آسان بر تو حلّ عقد مشکلها(1) 
. 
زمین دریا شد از آب دو چشمم، مردم آبی 
از این پس آشنا کردند با سُکّان ساحلها 
. 
گر از تو درد دل دارم نگویم با کسی زیرا 
که بی مهرت نمی بینم میان سینه ها دلها 
. 
عجب دارم ز گِلهایی که خُمّ می شده گویا 
زخاک پاک طینت ها مخمّر گشته آن گلها 
. 
دلم شد بسته ی زلفت به آیینی که صیّادان 
پس از کشتن فرو بندند بر فتراک بسملها 
. 
رهی دور و درازی باشدم در پیش و حیرانم 
که تنها چون کنم در وقت رفتن طیّ منزلها 
. 
مه محمل نشین من سفر کرد و به دل گفتم 
که من هم کاش بودم از شترداران محملها 
. 
به قتلم گرچه گردیدند خوبان متّفق امّا 
گناه از جانب من بود بی جُرمند قاتلها 
. 
نه تنها خرّم از عشق تو مجنون گشت در عالم 
که از این غم بسی دیوانه گردیدند عاقلها 
. 
1- این غزل را به استقبال از اولین غزل دیوان #حافظ سروده است. که: 
الا یا ایّها السّاقی ادر کأساً و ناولها 
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها 
. 

  • دوشنبه
  • 24
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 11:45
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران