• جمعه 17 مهر 05

 حاج اصغر فرشچی

زائر شهر مدینه خطاب به شهر مدینه -(آمدم من ای مدینه بردر بانوی گل )

854

آمدم من ای مدینه بردر بانوی گل 
برمشامم مشک عنبر میرسد یا بوی گل 
. 
روز را دانی چرا روشن کند چون آفتاب 
آری آری چون گشاید دیده را برروی گل 
. 
آهوان درناف خود مشک ختن دارند لیک 
جملگی مستند از بویت بیایند سوی گل 
. 
آسمان عشق را گر رعد و برقی رخ دهد 
نقش بندد آسمان رنگین کمان ابروی گل 
. 
غنچة نشکفته ات گلزار را داده صفا 
ازصفایش خار هم سر برده درگیسوی گل 
. 
باغبان باغ مینو دل غمین می شد اگر 
چون محبّت دیده ازگل سرنهد زانوی گل 
. 
گل چه گل پروانه ها دورسرش پرمی زدند 
لب گذارد تا به رو هم برسرو بازوی گل 
. 
گر چه گل پروانه را مونس بود در گلستان 
نی زند پروانه ای پر تا رسد پهلوی گل 
. 
این گل پهلو شکسته تک گل پیغمبر است 
زان سبب (عدلی)نوا خوانی کند درکوی گل 
. 

  • چهارشنبه
  • 2
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 12:40
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران