• چهارشنبه 15 مهر 05


پندیات -(دلا گر گوهر مقصود خواهی دیده دریا کن )

1101

دلا گر گوهر مقصود خواهی دیده دریا کن 
ز فیض دانۀ اشگ آستین پر درّ لالا کن 
. 
بقوسین علایق چند چون پرگار سرگردان 
درون نه پای وجا از نقطۀ موهوم ادنی کن 
. 
ز فیض شمس لاهوتی در این نادوس ناسوتی 
بتهلیلات اکسیریه نفس مرده احیا کن 
. 
بدار الخیر حکمت نِه رُخُ و در عین درویشی 
بِنِه اکلیل زر بر سر به تخت هر مسی جا کن 
. 
اگر نقش بقا خواهی در این مرآت طبعانی 
هیولا را بصورت آر و صورت را هیولا کن 
. 
چو دیو خیره در چاه طبیعت سرنگون تا کی 
بیا بر شکل انسانی نگاهی سوی بالا کن 
. 
اگر چون پورعمران طالب نور تجلائی 
عصای مسکنت بر دست گیر و سینه سینا کن 
. 
یکی کن جوهر روح و جسد با نقش لاهوتی 
رهِ توحید گیر و ترک تثلیث نصاری کن 
. 
نمیگویم ز ایجاد طبیعی سر بزن لیکن 
بتکلیف از ادای آنچه آنجا خواهی اینجا کن 
. 
ز گنج عقل میراث پدر دست آور و بنشین 
بصدر علم و بر قدّوسیان تعلیم اسما کن 
. 
چو کرکس بر سر مردار دنیا پر زنان تا کی 
بقاف قرب نِه پای و مکان بر فرق عنقا کن 
. 

  • پنج شنبه
  • 3
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 11:33
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران