• پنج شنبه 16 مهر 05


مادر -(دلم گرفته زخانه کجایی ای مادر )

7973
17

دلم گرفته زخانه کجایی ای مادر 
که خانه بی تو ندارد صفایی ای مادر 
. 
چنان به دیدن روی تو آرزو مندم 
خدا کند که بخوابم بیایی ای مادر 
. 
هنوز چشم به راه توام که بازآیی 
گره ز کار دل من گشایی ای مادر 
. 
مرا که طفل نحیف توام بیاد آور 
که تو فرشته مهر و وفایی ای مادر 
. 
بیا بیا به تو گویم حدیث غم ها را 
به قصه دل من آشنایی ای مادر 
. 
بخوابم آمده ای من ز شوق می خواهم 
بپایت افتم و ترسم نپایی ای مادر 
. 
کنار پنجره هر روز چشم می دوزم 
از آن رهی که برفتی بیایی ای مادر 
. 
به جای خالی تو خیره می شود هر روز 
چه می کشد دل از این جابجایی ای مادر 
. 
تو زنده ای و نمیری که درسرای وجود 
تو آن بنای بلند بقایی ای مادر 
. 
پس از خدا که جهانی رهین منت اوست 
امید من تو به روز جزایی ای مادر 
. 
نیازمند دعای تو ام که بنمایی 
برای این دل زارم دعایی ای مادر 
. 
بزرگی تو در این مختصر نمی گنجد 
که جلوه ای زجلال خدایی ای مادر 
. 
به گریه بود دلم خوش که دیگر آنهم نیست 
نمانده نای دلم را نوایی ای مادر 
. 
بهشت زیر قدمهای تست می بخشی 
بدون آنکه ستانی بهایی ای مادر 
. 
خوشا که این قفس تنگ بشکندروزی 
که سردهم چوتوشعر رهایی ای مادر 
. 

  • پنج شنبه
  • 3
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 11:36
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران