• جمعه 3 مهر 05


متن شعر عید غدیر -(صبح سعادت دمید عید ولایت رسید )

1177

صبح سعادت دمید عید ولایت رسید 
فیض ازل یارشد نوبت دولت رسید 
. 
در خم گیسوی یار بود دلم بی قرار 
بعد بسی انتظار مژده ی راحت رسید 
.
درگه رحمت گشود ظلمت غم را زدود 
سنبل تر وا نمود لمعه ی طلعت رسید 
. 
شعشعه ی نور شه داد به عالم ضیا 
آتش آذر فشرد رشحه ی خلعت رسید 
. 
از کرمش بر گدا داد مِیِ جانفزا 
گفت بخور زین هلا کز خم جنت رسید 
. 
در پس زانوی غم هین منشین با الم 
کز در آن ذوالکرم صیت بشارت رسید 
. 
آمد وقت فرح دافع حزن و ترح 
عید غدیر است خیز بر همه عشرت رسید 
. 
روی به گلزار کن پشت به اغیار کن 
دوره ی شدت گذشت نوبت راحت رسید 
. 
خیز بزن الصلا بر در هر پارسا 
باده شدستی حلال حکم حقیقت رسید 
. 
بهر شهِ انّما خواند رسول خدا 
آیه ی اکملت لک کز سوی عزت رسید 
. 
وقت رجوع نبی از سفر کعبه شد 
منزل خم را زحق حکم اقامت رسید 
. 
شه ز جهاز شتر کرد بنا منبری 
وز قدم شه بر آن عزّ و شرافت رسید 
. 
دست علی ہر گرفت برد به بالای سر 
تا به همه مردمان دیدن طلعت رسید 
. 
گفت ایا مردمان آمده بلّغ زحق 
چون تو رسولی بگو عهد وصایت رسید 
. 
من به همه مؤمنان گشته ام اولی و حق 
هم به شه لافتی حکم ولایت رسید 
. 
گشت علىِّ ولىّ بر همگی پیشوا 
از پسِ اکمال دین امر عنایت رسید 
. 
دور على جلوه گر بر همه جن و بشر 
طاعت او مستقر بهر عبادت رسید 
. 
مژده به اهل ولا حبّ شه قل کفا 
از کرم ذوالمنن بر همه منت رسید 
. 
خاصه به آن سالکان در ره شه رهروان 
کز کرم شیر حق لطف و عنایت رسید 
. 
هر که جمالش بدید مهر رخش را گزید 
باده ی خلعت کشید بر سر عزت رسید 
. 

  • شنبه
  • 19
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 13:22
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران