• یکشنبه 3 شهریور 98


متن شعر قیام حسین (ع) -(ای ذات حق ولی دم و خونبهای تو )

49

ای ذات حق ولی دم و خونبهای تو 
وی توتیای چشم ملک خاکپای تو 
ثار اللهی و زاده ثار خداستی 
تا انتقام خون تو گیرد. خدای تو 
خوناب دل زدیده فرو ریزد اهل دل 
آه از غم شهادت و از ماجرای تو 
بر خاک کربلاست ز خون تو افتخار 
زيبد بکعبه فخر کند – کربلای تو 
گر زاده خلیل نشد در منا فدا 
قربانی است شبه نبی در منای تو 
آنانکه هست بر سرشان تاج خسروی 
دارند آرزوی مقام گدای تو 
شاهان روزگار که فرمانرواستند 
فرمان برند بر در دولت سرای تو 
عالم بزیر پنجۀ بیداد شام بود 
گر – می نبود غائله نینوای تو 
کردی قیام تا بنشانی ز پای – ظلم 
قربان آن قيام قيامت نمای تو 
قائم شد از قیام تو آزادی بشر 
آزاده آنکه داده سراندر هوای تو 
افراشتی تو پرچم اسلام در جهان 
مردان عالمند – بزیر لوای تو 
فرمان رادمردی و آزادگی هنوز 
آید بگوش اهل جهان از ندای تو 
«گر نیست دین تان ره آزادگان روید» 
نازم بلعل خشک و صدای رسای تو 
قرآن زپایداری تو گشته پایدار 
باقیست تا بعالم فانی بقای تو 
آیات کهف خواند سرت در سر سنان 
شد زنده مصحف از لب معجز نمای تو 
افکند شور لحن حجاز تو – بر عراق 
نالد هنوز کوفه چو نای از نوای تو 
ای شهریار عالم امکان که لامکان 
در صدر عرش خویش پسندیده جای تو 
با آنهمه جلال ندانم که شد چرا ؟ 
کنج تنورخانه خولی – سرای تو 
هر درد را – زکوی (حسینی) رسددوا 
مائیم و دردمندی و خاک شفای تو 

  • سه شنبه
  • 22
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 14:2
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

ارسال دیدگاه


صداسازی1 سایدبار آموزش مداحی سایدبار

ورود با حساب گوگل

ورود کاربران