• چهارشنبه 15 مهر 05


متن شعر قیام حسین (ع) -(ای ذات حق ولی دم و خونبهای تو )

1339
0

ای ذات حق ولی دم و خونبهای تو 
وی توتیای چشم ملک خاکپای تو 
. 
ثار اللهی و زاده ثار خداستی 
تا انتقام خون تو گیرد. خدای تو 
. 
خوناب دل زدیده فرو ریزد اهل دل 
آه از غم شهادت و از ماجرای تو 
. 
بر خاک کربلاست ز خون تو افتخار 
زيبد بکعبه فخر کند – کربلای تو 
. 
گر زاده خلیل نشد در منا فدا 
قربانی است شبه نبی در منای تو 
. 
آنانکه هست بر سرشان تاج خسروی 
دارند آرزوی مقام گدای تو 
. 
شاهان روزگار که فرمانرواستند 
فرمان برند بر در دولت سرای تو 
. 
عالم بزیر پنجۀ بیداد شام بود 
گر – می نبود غائله نینوای تو 
. 
کردی قیام تا بنشانی ز پای – ظلم 
قربان آن قيام قيامت نمای تو 
. 
قائم شد از قیام تو آزادی بشر 
آزاده آنکه داده سراندر هوای تو 
. 
افراشتی تو پرچم اسلام در جهان 
مردان عالمند – بزیر لوای تو 
. 
فرمان رادمردی و آزادگی هنوز 
آید بگوش اهل جهان از ندای تو 
. 
«گر نیست دین تان ره آزادگان روید» 
نازم بلعل خشک و صدای رسای تو 
. 
قرآن زپایداری تو گشته پایدار 
باقیست تا بعالم فانی بقای تو 
. 
آیات کهف خواند سرت در سر سنان 
شد زنده مصحف از لب معجز نمای تو 
. 
افکند شور لحن حجاز تو – بر عراق 
نالد هنوز کوفه چو نای از نوای تو 
. 
ای شهریار عالم امکان که لامکان 
در صدر عرش خویش پسندیده جای تو 
. 
با آنهمه جلال ندانم که شد چرا ؟ 
کنج تنورخانه خولی – سرای تو 
. 
هر درد را – زکوی (حسینی) رسددوا 
مائیم و دردمندی و خاک شفای تو 
. 

  • سه شنبه
  • 22
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 14:2
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران