• چهارشنبه 15 مهر 05


زبانحال حضرت مسلم علیه السلام -(گشته‌ام از غم هجران گلی، خار امشب )

820

گشته‌ام از غم هجران گلی، خار امشب 
که به دل مانده از او حسرت دیدار امشب 
. 
بود امید که چشمم به رخ دوست فتد 
ولی از هجر رخش گشته گهربار امشب 
. 
خاک پای شه کونین نشد چون که سرم 
گه به زانونهمش گاه به دیوار امشب 
. 
بود سرگشته دلم همچو صبا گر امروز 
کشدش عشق سوی کوچه و بازار امشب 
. 
سر یارم به سلامت که به دل نیست غمی 
گر گرفتار شدم در کف اغیار امشب 
. 
غربت و بی کسی و کینه‌ی خصم و غم دوست 
زده بر خرمن جان آتشم این چار امشب 
. 
می‌زنم دم ز حسین کاوست بهین مظهر حق 
گر چو منصور کشندم به سر دار امشب 
. 
ای صبا گو به حسینم که شد ای گنج وفا 
خون‌دل مسلمت از خصم جفاکار امشب 
. 
بیم جان باختنم نیست ولی هست به دل 
غم یاران عزیز توام ای یار امشب 
. 
می‌کنم گرچه سر و جان به فدایت فردا 
لیک دارم به رهت دیده‌ی بیدار امشب 
. 
دل من پیش تو و خود ز جفا سر گردان 
چون سپهر است مرا ثابت و سیار امشب 
. 
غم اطفال تو از خاطرم ای مونس جان 
برده یاد غم اطفال من زار امشب 
. 
محنت قاسم و عباس و علی‌اکبر تو 
به غم و غصه مرا کرده گرفتار امشب 
. 
چه کنم گر نکنم از ستم ابن زیاد 
گریه بر بیکسی عترت اطهار امشب 
. 
ز غم ابن عم شاه شهیدان «رنجی» 
چه کنم با که کنم درد دل اظهار امشب 
. 

  • چهارشنبه
  • 23
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 10:14
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران