• جمعه 17 مهر 05


عید قربان -(ای بت شکن بزرگ تاریخ )

1156

ای بت شکن بزرگ تاریخ 
این بوته ی نفس برکن ازبیخ 
. 
روکن بدرون کعبه ی  تن 
این  بار بتی بزرگ بشکن 
. 
هنگام جهاداکبر تست 
این صحنه مصاف دیگرتست 
. 
پیروزی از این نبرد پر درد 
سخت است ولی نه بر تو ای مرد 
. 
هرچند که امتحان سختی است 
تردید مکن بلندبختی است 
. 
می شوی زغیر هرچه اودست 
تا پیش تو آسمان شود پست 
. 
سخت است گذشتن از عزیزان 
خاصه  زعزیز  برتر از جان 
. 
گفتا به   حبیب    خود   نهانی 
خوانند  مرا به میهمانی 
. 
دریاب  ضیافت خدا را 
آماده کن اسمعیل ما را 
. 
هاجر چو شنیدزود برخاست 
فرزند عزیز را بیاراست 
. 
پوشاند بر او لباس نیکو 
زد شانه  به موش وکردخوشبو 
. 
تا  دل کند ازحریم ماهی 
مهر آمده  بر سر دو راهی 
. 
چون کرد نظر  به  روی  فرزند 
بر گونه ی آن عزیز دلبند 
. 
دید آن رخ ارغوانیش  را 
در قامت او جوانیش  را 
. 
مهر پدری دوباره  جوشید 
بحری شد و موج زد خروشید 
. 
تردید و  یقین  بهم رسیدند 
بس   تیغ  به  روی هم کشیدند 
. 
تا کند دل از یقین  و تردید 
تسلیم رضای دوست گردید 
. 
بست آخر دست و پای اورا 
بسپرد به تیغ نای اورا 
. 
رفتار خلیل هرچه شد تند 
شد تیغ برنده همچنان  کند 
. 
تا اینکه ندایی آمد از دوست 
از آنکه وجود عالم از اوست 
. 
ابلیس  ز تو ملول گردید 
قربانی  تو  قبول  گردید 
. 
این غایت جانفشانی تست 
خود، بت، شکنی نشانی تست 
. 
این  فدیه  که هدیه ای است یکتا 
تقدیم تو ای رسول بادا 
. 

  • چهارشنبه
  • 23
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 10:15
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران