• سه شنبه 14 مهر 05


متن شعر غدیریه -(آن روز بود شاهد آن ماجرا غدیر )

919

آن روز بود شاهد آن ماجرا غدیر 
پیغام حق شنید بسمع رضا غدیر 
. 
این صوت کیست گوید یا ایهاالرسول ... 
با گوشت آشناست چقدر این صدا غدیر 
. 
گفتا سعادتی است بگویند بعد از این : 
`مولا و جبرئیل و رسول خدا ، غدیر” 
. 
با گوش هوش آیه ی اکمال را شنید 
لرزید از تموج خوف و رجا غدیر 
. 
سر تا به پای چشم شد آنروز بنگرد 
یک چشم سیر بر رخ شمس هدی غدیر 
. 
شد شور بخت آنکه ازاین حکم سربتافت 
شیرین شد از قبولی حکم ولا غدیر 
. 
بیعت نمود و از طرف ها آبها سرود 
آبی ترین قصیده ی تبریک را غدیر 
. 
می کرد با تمام وجودش ز فرط شوق 
آن روز در زلال محبت شنا غدیر 
. 
چون وصل شد به بحر ولایت ادامه یافت 
دریا شد از مجاورت کیمیا غدیر 
. 
سیاله ولای علی در رگش دوید 
سرمست شد ز باده ی خم ولا غدیر 
. 
می خواست پر در آورد و این پیام را 
با خود برد به دورترین نقطه ها غدیر 
. 
شاهد به پیشوایی مولای خویش بود 
در امتداد بعثت غار حرا غدیر 
. 
بحث غدیر نقطه عطفی است درجهان 
شک نیست شد مقدمه ی کربلا غدیر 
. 
تا شداسیر آینه ی حق نمای دوست 
حاشابه جام جم بکند اعتنا غدیر 
. 
نازم به آن طبیعت پاکیزه وزلال 
پیغام حق شنید بسمع رضا غدیر 
. 

  • پنج شنبه
  • 24
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 13:31
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران