• پنج شنبه 16 مهر 05


مدح حضرت امیرالمومنین (ع) -(علی ای پرتو ایمان که همه نور و صفائی )

828
1

علی ای پرتو ایمان که همه نور و صفائی 
چه سرایم به مدیحت که تو برتر زثنائی 
. 
علی ای جوهر تقوا که به هر حسن، قرینی 
علی ای کعبه دلها، که زِ هر عیب، جدائی 
. 
از ره مردی و رادی تو جوانمرد قرونی 
از پی احمد مرسل، تو بهین خلق خدائی 
. 
علی ای شیر خدا، ایکه به نیروی شجاعت 
صفدر و صف شکن و معرکه آرای غزائی 
. 
علی ای نور هدی ایکه به شبهای عبادت 
در خدا فانی و مستغرق دریای بقائی 
. 
خانه زادی تو خدا را و یکی بنده خاصش 
که مقیم حرم قربت وی در دو سرائی 
. 
مدد از فضل تو جویم، که مرا راهنمونی 
فرج از مهر تو خواهم، که مرا راهگشائی 
. 
تو نگنجی به شرف ظرف زمان را و مکان را 
که چو تابنده قمر، بر فلک عزّ و علائی 
. 
دین و دانش زتو زاید که تو سرچشمه فیضی 
جود و بخشش به تو پاید که تو دریای سخائی 
. 
علی ای مظهر آزادگی و ذات فضیلت 
ایکه در ظرفِ گمان، برتر از اندیشه مائی 
. 
جز خدایت نشناسد که چهئی وز چه سرشتی 
که تو در آینه راز ازل، جلوه نمائی 
. 
تو کبیری، تو خبیری، تو فلک پایه امیری 
تو شهیدی تو سعیدی تو گرانمایه فتائی 
. 
زِ یقین تو چه گویم؟ که تو خود عین یقینی 
زِ عطای تو چه بالم؟ که تو خود بحر عطائی 
. 
به تو نازم که تو را بنده کریاس نشینم 
به تو بالم که مرا خواجه فردوس لقائی 
. 
مؤمنان جمله امیرند در اقلیم دل و جان 
تن فدای تو علی جان که امیرالاُمرائی 
. 
مو به مو مُجری احکام خدایی و رسولش 
سر فدای تو که در کشور دین حکمروائی 
. 
جز تو کو آن که به هر شیوه بُوَد کامل و یکتا 
که اگر زاده جنگی، پدر صلح و صفائی 
. 
جز تو کو آن که زجا برکند اشکی زِ یتیمش 
گر چه خود سیل خروشان به ره خصم دغائی 
. 
جز تو کو آن که بُوَد عاطفه بر قاتل خویشش 
که گَهِ نزع، بر او دیده رحمت بگشائی 
. 
جز تو کو آن که بزرگ است و بزرگی ننماید 
توئی آن میر که همکاسه درویش و گدائی 
. 
جز تو کو آن که به بدکاره ندارد سرِ سازش 
که تو خود دشمن هر ظالم بی شرم و حیائی 
. 
تویی آن میر که یک لحظه در ایام خلافت 
از پی عزل ستمکاره تأمّل ننمائی 
. 
تویی آن میر که از مخزن اموال خلایق 
چشم نگشوده، زصرفِ دِرَمی بر حذر آئی 
. 
نخوری ما حَضَر خویش و به سائل بخورانی 
بدهی ما حَصَل رنج و به منّت نگرائی 
. 
تویی آن فرد که در سلسله زهد، فریدی 
تویی آن مرد که از وسوسه نفس، رهائی 
. 
توشِه از مهر علی جوی «ادیبا» که چو فردا 
راه عقبی سپری، رهروِ بی برگ و نوائی 
. 

  • یکشنبه
  • 27
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 12:21
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران