• پنج شنبه 16 مهر 05


ورود ماه محرم -(اگر خواهی ز مُلک دل، برآری لشکر غم را )

2502

اگر خواهی ز مُلک دل، برآری لشکر غم را 
بکش چون صبح صادق، بی تحمل یک نفس دم را 
. 
مبین در سرفرازی ذرّه ای وی را به چشم کم 
که جا در دیدۀ خود می دهد خورشید، شبنم را 
. 
اگر در دست احسان، مرهم دلها نمی گردی 
به خُلق خوش تسلّی ده دمادم، خلق عالم را 
. 
گنه را خوار مشمارید کز یک ترک اولی ای 
ز باغ روضۀ رضوان، برون کردند آدم را 
. 
اگر خواهی که در محشر، لبت خندان بُوَد چون گل 
به غفلت مگذران بی گریه، ایّام محرم را 
. 
دمی از تشنگی اصغر بی شیر، یاد آور 
ز ابر دیده جاری کن به رخ، سیلاب ماتم را 
. 
فغان کن از جفای ساربان اهرمن طینت 
که از کلک سلیمان زمان، بگرفت خاتم را 
. 
به چشم شاه مظلومان، جهان تاریک شد آندم 
که از دوش علمدارش، نگون کردند پرچم را 
. 
بنازم غیرت عباس ، کز شمشیر اهل کین 
ز بازو شد جدا دستش به ابرو هم، نزد خم را 
. 
ز زین چون زاده زهرا به خاک افتاد، گردون گفت 
فکندی بر زمین، قوم ستمگر، عرش اعظم را 
. 
جدا رأس شه دین از قفا، چون شمر ملعون کرد 
گریبان چاک و دامن گیر جنّت ساخت آدم را 
. 
ز خاطر، کی رود #شامل غم سلطان مظلومان 
کنم با گریه جاری از دو چشم خویشتن یم را 
. 

  • پنج شنبه
  • 31
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 11:51
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران