• سه شنبه 26 شهریور 98

 حسین رحمانی

زمینه شب چهارم -(نبینم که غریبی، مگه من مرده باشم)

528
3

نبینم که غریبی، مگه من مرده باشم
دوتا هدیه آوردم، قبولم کن داداشم

گلای من فدای تو عزیزم
تموم زندگیمو پات می ریزم

برادر جان ، نگاهی کن ، ببین از غصه دل ریشم
قبولم کن ، نزن دیگه، با آه و ناله آتیشم
پسرهام غیرتی هستند مثه عباس مثه اکبر
ندارن طاقتِ اینکه ببینن من اسیر میشم

حسین جانم حسین جانم

بچه هام رفتن و من ، توی خیمه می مونم
واسه ی دسته گلهام، دعا دارم میخونم

گلای من پرپر شدن تو میدون
سهیم شدم تو کربلات آقاجون

برادر جان بمیرم که تو دلخونی منم دلخون
ندارم طاقت اشک و خجالت ها تو آقاجون
برای اینکه شرمنده نشی از من حسین جانم
برای دیدن گلهام نمیام از حرم بیرون
حسین جانم ....

هزار ساله دلامون، همه مانوس عشقه
غم جانسوز شیعه، غم ناموس عشقه

برای لشگرت رو ما حساب کن
مارم مدافع حرم خطاب کن

یقین دارم ، دلای زینبی رو میخره ارباب
شهید دادیم تو سوریه برای خواهر ارباب
جوونامون همه رفتند حرم تو امنیت باشه
نمیذاریم اسیر بشه دوباره دخترِ ارباب

همه سربازای زینب همه قربونی یارن
دم آخر همه سر روی پای مهدی میذارن
منوبارون ، منوحسرت، منِ جامونده تودنیا
به من می خندن اوناکه حالا پیش علمدارن
حسین جانم ....

  • پنج شنبه
  • 31
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 13:1
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
حجم فایل 821.46 KB
تعداد بازپخش 117
تاریخ بارگذاری پنج شنبه 31 مرداد 1398 13:19
عنوان : به این سبک اجرا شود

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران