• پنج شنبه 16 مهر 05


راه شام -(به راه شام غم منزل به منزل میرود زینب )

1654
1

به راه شام غم منزل به منزل میرود زینب 
مُصمّم با اَلم توأم به محمل میرود زینب 
. 
نه تنها شعله بر جان میزند آوای جانسوزش 
که با تیغ بیان بر جنگ باطل میرود زینب 
. 
به روی نی حسین گوید مکن گریه تو خواهر جان 
که از سیلاب اشکت ناقه در گل میرود زینب 
. 
کنار مقتل پاک برادر با دل مضطر 
نگرید زار ، بل با اشک وابل میرود زینب 
. 
کند با خطبه ی غَرّای خودذمعدوم دشمن را 
رجزخوانان، غزل گویان به محفل میرود زینب 
. 
حقایق را کند اِلقاء به مُزدوران عِصیانگر 
مگو بهر تَضَرّع نزد قاتل میرود زینب 
. 
به پا خلخال و زنجیر است طفلان و زنان را هم 
در آن تصویر و هیئت وه چه مشکل میرود زینب 
. 
به نرمی گرچه نجوا میکند با حضرتش اما 
به سختی از کنار شاه عادل میرود زینب 
. 
چه زیبا زد صلا صاحبدلی وقت رحیل او را 
تو را از شاخه ی تن طایر دل میرود زینب 
. 
شود محمل گرت بیشه مکن فریاد و اندیشه 
مسلم شیر در بند و سلاسل میرود زینب 
. 
دل از دریای ماتم میکند یک لحظه او هرگز 
اگر چه حسب ظاهر طرف ساحل میرود زینب 
. 
مخوان خوارش، مگو زارش که اندر کسوت شیران 
بود غرنده ، نه چون مرغ بسمل میرود زینب 
. 
دلیر است او،سفیر است او، مشار است او مشیر است او 
که بهر نشر دین با عزم کامل میرود زینب 
. 
بلایا را پذیرا ، با رضای حق رضا باشد 
دهد تن بر قضا و سخت مایل میرود زینب 
. 
به ویرانه چو گنجی داد جا آن ناز پرور را 
رقیه دید شه بر اصل واصل میرود زینب 
. 
چو دیده قصد جان سجاد را دشمن کند از کین 
شود مابین او با خصم حائل میرود زینب 
. 
فتوت ، رادی و عصمت ،شرف ، مردانگی ، غیرت 
ره آوردش بود اینگونه حاصل میرود زینب 
. 
نگون بختش مگو #رونق چرا چون رو کند هر سو 
بلند آوازه و ممتاز و مُقبل میرود زینب 

  • یکشنبه
  • 24
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 10:12
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران