• پنج شنبه 16 مهر 05


زبانحال حضرت زینب (س) در شام -(به شام رفتم و اندوه بیکران دیدم )

1167
1

به شام رفتم و اندوه بیکران دیدم 
مظاهر ستم و کفر را عیان دیدم 
. 
به هر کجا که شدم ظلم بود و استبداد 
به هر کجا که شدم جهل بی‌کران دیدم 
. 
قرین ذلت و خواری همه خواص و عوام 
اسیر محنت حکّام، مردمان دیدم 
. 
زمامدار، فرومایگان و نااهلان 
به کنج خانه، بزرگان کاردان دیدم 
. 
ز عدل و داد نجُستم علامت و اثری 
به گلّه­‌ای عجبا گرگ را شبان دیدم 
. 
یزیدیان همه در کاخ‌های نعمت و ناز 
میان بستر دیبا و پرنیان دیدم 
. 
وزیر اجنبی و مستشار بیگانه 
خراب، مملکت از شرّ این‌ و آن دیدم 
. 
خلیفه گرم فساد و قمار و شرب مداک 
به هر گناه و حرامیش، قهرمان دیدم 
. 
نه معتقد به اصول و مبانی اسلام 
نه از شرافت و وجدان، در او نشان دیدم 
. 
محیط وحشت و ارعاب و ضد آزادی 
همه بلاد و دیار و هر آستان دیدم 
. 
به راه شام صد افسوس کودکان حسین 
میان خار مغیلان دوان‌دوان دیدم 
. 
چو آفتاب بر اوج سپهر در این راه 
سر عزیز خداوند بر سنان دیدم 
. 
گهش به دیر نصارا گهی به طشت طلا 
گهی به خانه خولیش میهمان دیدم 
. 
به قتل سبط نبی خلق را به شهر دمشق 
به بزم عیش، مبتهج و شادمان دیدم 
. 
دریغ و درد که از جور دهر دون در شام 
یزید مست و به کف چوب خیزران دیدم 
. 
رسید جان به لبم چون رقیّه خاتون را 
ز هجر باب، پریشان و در فغان دیدم 
. 
بس است «لطفی صافی» که در عزای حسین 
فرشته را به نوا، حور، نوحه‌خوان دیدم 
. 
به مُلک مردی و صبر و حقیقت و ایمان 
شهید کرب و بلا را خدایگان دیدم 
. 
در این قیام مقدّس حسین شد پیروز 
خداش یار و مددکار و پشتیبان دیدم 
. 
در این جهان همه نقشی فناپذیر بود 
به غیر نقش حقیقت که جاودان دیدم 
. 

  • چهارشنبه
  • 10
  • مهر
  • 1398
  • ساعت
  • 14:1
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران