• چهارشنبه 15 مهر 05


ورود به شام -(باز، اسم کوفه آمد در میان و نامِ شام )

1159
-1

باز، اسم کوفه آمد در میان و نامِ شام 
آه آه از صبحِ کوفه! وای وای از شامِ شام! 
. 
روز اندر پیش چشمم، تیره‌تر آید ز شب 
بشنَود گوشم اگر از خلق دوران، نامِ شام 
. 
ابتلای کربلا و ماجرای کوفه را 
محو کرد از لوح هستی، محنت و آلامِ شام 
. 
بی‌حیایی بین که با یک‌دیگر از قتل حسین 
می‌نمایندی مبارک باد، خاص و عامِ شام 
. 
آن یکی نان از تصدّق داد، آن خرما؛ ببین 
اهل‌بیت مصطفی را این بُوَد اکرامِ شام 
. 
آه از آن ساعت! که زینب بر سر بازار دید 
می‌زنندش سنگ بر سر، از در و از بامِ شام 
. 
چون نسوزم ز آتش این غم؟ که از کین ریختند 
آتش اندر فرق عابد، خلق خون‌آشامِ شام 
. 
«جودیا»! شام است ز‌آن رو تیره تا صبح ابد 
کآمد اندر دهر از صبح ‌آن ‌چنان تا شامِ شام 

  • چهارشنبه
  • 17
  • مهر
  • 1398
  • ساعت
  • 14:30
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران