• چهارشنبه 15 مهر 05


مصائب شام -(جمعی که خلق شد دو جهان از برایشان )

1530

جمعی که خلق شد دو جهان از برایشان 
دادند در خرابه‌ی بی‌سقف، جایشان 
. 
آنان که بودشان به سر نُه سپهر، جای 
مجروح از پیاده‌رَوی بود، پایشان 
. 
شخصی کنیز خواست از آن فرقه‌ای که بود 
جبریل، خادم درِ دولت‌سرایشان 
. 
آنان که بود بر سرشان مهر، سایبان 
در آفتاب، سوخت رخ مه‌لقایشان 
. 
آنان که شُست قابله‌شان ز آب سلسبیل 
از تشنگی پرید رخ و رنگ‌هایشان 
. 
جمعی که بانوی حرم کبریا بُدند 
از نینوا به عرش برین شد، نوایشان 
. 
کردند نرم، سینه‌ی جمعی که روز و شب 
زهرا به روی سینه همی‌داد، جایشان 
. 
جمعی که بود پنجه‌ی ایشان، گره‌گشای 
بستند دست‌ها ز جفا از قفایشان 
. 
آن فرقه‌ای که واسطه‌ی رزق عالمند 
دادند نان به رسم تصدّق، برایشان 
. 
«جودی»، به روزگار زند خیمه‌ی شهی 
از آن دمی که گشت گدای گدایشان 
. 

  • پنج شنبه
  • 18
  • مهر
  • 1398
  • ساعت
  • 12:18
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران