من به عهد خود دراین عالم وفا کردم حسین
شام را گشتم هوای کربلا کردم حسین
.
بسته بودم با توپیمانی من از روز ازل
روی آن پیمان قبول ابتلا کردم حسین
.
روزعاشورا تو جان دادی کنارنهر آب
من زسیل اشک طوفانها کردم حسین
.
تا بماند پرچم اسلام اندر اهتراز
چتر آه خود به روی سر لوا کردم حسین
.
درکنارنعش خونین تو در روز رحیل
باسرشک دیده از دل عقده وا کردم حسین
.
کوفه را دیدم به من دارد سر بیگانگی
یاد روز و روزگار آشنا کردم حسین
.
چون علی اندر فصاحت با وقار فاطمی
صحبتی چون صحبت شیر خدا کردم حسین
.
اسکتوا گفتم به مردم شدجرس ها هم خموش
زنده یاد خطبه های مرتضا کردم حسین
.
من سخن گفتم علی را دید اندر کوفه خلق
شهر را فی الجمله شهر لافتی کردم حسین
.
شکوه ها دارم ز وضع مجلس ابن زیاد
کس نمی داند در آن مجلس چه ها کردم حسین
.
چون تعدی کرد از حد شد برون ازخویشتن
با غرور زینبی او را صدا کردم حسین
.
گفتمش ای زاده مرجانه بی شرمی مکن
بیش از این واضح سخن گویم حیا کردم حسین
.
روز روشن بهر ما در شام شام تیره شد
شب همه شب درنماز شب دعا کردم حسین
.
منزلم ویرانه بود ولی به لطف منطقم
کاخهای عشق در دلها بنا کردم حسین
.
زد شرر برهستی من بزم یزید
استعانت اندرآنجا ازخدا کردم حسین
.
باوقاحت اوسخن ازملک ونزع وملک گفت
بعداز او من هم به حق حمد وثنا کردم حسین
.
گفتمش ظالم خدا هرگز نداد این سلطنت
حق وباطل را زهم جدا کردم حسین
.
دخترت درکنج غربت جان داد به جانان ومن
مدفنش را گوشه ویرانسرا کردم حسین
.
تا اسیران حجازی شد زمحصور خلاص
با نوای شور قصد نینوا کردم حسین
.
آمدم اندرکنار تربت دلجوی تو
شکوه ها از روزگار بی وفا کردم حسین
.
هرکس ازجام ولایت خواست سیرابش کنم
جرعه ای زان می به خوندل هم عطا کردم حسین
.
وای براو گر رود راهی به غیراز راه من
زود می بیند به راه خود رهاکردم حسین
- جمعه
- 19
- مهر
- 1398
- ساعت
- 15:28
- نوشته شده توسط
- علیرضا گودرزی
- شاعر:
-
حاج حیدر خوندل
ارسال دیدگاه