• پنج شنبه 16 مهر 05

کربلایی فخرالدین اسکندری

تقدیم به زائرین اربعین -(کربلا دانشگه آزادی و مهد صفاست )

712

کربلا دانشگه آزادی و مهد صفاست 
کربلا آرامگاه پور پاک مرتضاست 
. 
کربلا در متن خود هیهات من الذّله است 
بذل جان هرگل در آن صحرا نمودی لله است 
. 
کربلا عشق است وشور است و،شعف ممزوج آن 
کربلا مدفن گَهِ معشوق حیّ لا مکان 
. 
کربلا را وصف کردن بر نیاید از کسی 
وصف آن ممکن نباشد از منِ همچون خَسی 
. 
کربلا خود مشهد بند دل پیغمبر است 
از الست آن مقصد دلبند پاک حیدر است 
. 
خاک پاکش زان سبب گردیده اسباب شفا 
چون،گل ریحان زهرا داده آنجا را صفا 
. 
گر نصیبت شد زیارت جان زهرا هوش باش 
نغمه ی ماتم بگوش آید سرا پا گوش باش 
. 
تشنه لب عطشان در آن صحرا حسین ابن علی 
مرقد شش گوشه اش از عرش یزدان منجلی 
. 
خفته در پائین پا رعنا جوان اطهرش 
اشبه ختم النبی مه چهره زیبا اکبرش 
. 
روی سینه اصغر شش ماهه همچون لاله ای 
خون پاکش زینت عرش خدا چون هاله ای 
. 
اندر آن سو بر علمدار رشیدش مرقدی 
شارعی از آن حرم تا این حریم سرمدی 
. 
حضرت باب الحوایج آن اباالفضل رشید 
آنکه عالم درگهش را خاک بوسند و مرید 
. 
عالمی مات از چنین مخلوق پاک و بی ریاست 
خالقش خود عاشق این صُنع پر لطف و صفاست 
. 
در بیابان بلا ، یوم بلا ، یوم نشور 
از چه باشد اینهمه آرامش و عشق و سُرور 
. 
عشق و عرفان مکتبی اینگونه بر پا کرده است 
زان سبب مهرش به قلب انس و جان جا کرده است 
. 
ما خلق مبهوت از شور و قیام کربلاست 
هر چه ما داریم الان از نظام کربلاست 
. 
کربلا بی زینب اندر کربلا جا مانده بود 
گر نبودی زینبش این قافله وا مانده بود 
. 
خطبه هایش مکتب ایثار را پاینده کرد 
نهضت سرخ دیار نینوا را زنده کرد 
. 
کس ندید اندر جهان چون زینب و همچون حسین 
هم حسین بر زینبُ زینب حسین را نور عین 
. 
لیک حسین در کربلا و زینبش اندر دمشق 
این جدایی هم بُود آثاری از ایثار عشق 
. 
(جائد) اندر نمک زار حسین پاکی بجوی 
دامن مولا بگیر و درد پنهانت بگوی 
. 
جان زهرا ای صنم دست من و دامان تو 
این منِ عاصی و این درد من و درمان تو 
. 

  • سه شنبه
  • 30
  • مهر
  • 1398
  • ساعت
  • 16:20
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران