کریمه ای و کرم گشته عادتت بانو
نوای نام رضا ذکر هرشبت بانو
چه حس وحال عجیبی بود به درگاهت
صفای تربت زهرا به مرقدت بانو
توپاره ی تن پیغمبر خدا هستی
که جن وانس و ملک گشته زائرت بانو
گدای درگه تو بی نیاز مردم شد
چرا که شاه جهان گشته سائلت بانو
هزار درد نگفته عیان ز چشمانت
چه کرده هجر برادر برآن دلت بانو
اسیرغصه و غمهادلت شده اما
ندیده چشم تو داغ برادرت بانو
دعابه مردم قم کن دعابه غیرتشان
که ازسرتو نشد باز،معجرت بانو
غم فراق کشیدی ولی چو حضرت زینب
به نی نشد سر یارت برابرت بانو
شودمثالِ فرزدق، ویا که چون دعبِل
اگرنظر بنمایی به شاعرت بانو
- شنبه
- 16
- آذر
- 1398
- ساعت
- 11:2
- نوشته شده توسط
- عادل لاله چینی
- شاعر:
-
عادل لاله چینی
ارسال دیدگاه