غروبا که دل غم داره به یاد حرم
دوباره چشام میباره به یاد حرم
همونی که توي هیئت جوونیشو باخت
شبا رو تا صبح بیداره به یاد حرم
ولی هنوز دوسِت دارم حرم حرم
نمیره فکرت از سرم حرم حرم
قبوله دستم خالیه ولی بدون
محاله از تو بگذرم حرم حرم
نازتو با جون میخرم حرم حرم
همیشه فکر سفرم حرم حرم
زیارت تو توي سرنوشتمه
بالاخره یه روز میرم حرم حرم
حسین واي
یه گوشه دارم میمیرم آرزو به دل
نوشته توي تقدیرم آرزو به دل
هوایی که میشم آقا عکس حرمو
توي بغلم میگیرم آرزو به دل
تو رو خدا نگو نیا میخوام بیام
برا زیارت شما میخوام بیام
دیگه رسیده کارد به استخون من
بزا بیام تو رو خدا میخوام بیام
هوایی و سر به هوا میخوام بیام
واسه زیارت شما میخوام بیام
بدون وقفه سمت تو پر میزنم
مثل همین کبوترا میخوام بیام
حسین واي
بهار جوونیم با درد دوري گذشت
ثانیه هاي عمرم با صبوري گذشت
شباي قشنگ هیئت چه شبایی بود
بخدا نفهمیدم که چجوري گذشت
تو رو خدا با این دلم کنار بیا
یا لااقل تو خواب من یه بار بیا
نفساي آخر عمرُ میکشم
آبی اگه تو دستته بزار بیا
تو رو خدا دست رو دلم نذار بیا
بدي هامو به روي من نیار بیا
دیگه دارم کم میارم جون خودت
آرامش این دل بی قرار بیا
حسین واي
- سه شنبه
- 19
- آذر
- 1398
- ساعت
- 10:1
- نوشته شده توسط
- ابوالفضل عابدی پور
- شاعر:
-
امیررضا اسدی
ارسال دیدگاه