• چهارشنبه 15 مهر 05


متن شعر در فراق یار -(این بوی روح پرور از آن خوی دلبر است )

819

این بوی روح پرور از آن خوی دلبر است 
وین آب زندگانی از آن حوض کوثر است 
. 
ای باد بوستان مگرت نافه در میان 
وی مرغ آشنا مگرت نامه در پر است 
. 
بوی بهشت می‌گذرد یا نسیم دوست 
یا کاروان صبح که گیتی منور است 
. 
این قاصد از کدام زمین است مشک بوی 
وین نامه در چه داشت که عنوان معطرست 
. 
بر راه باد عود در آتش نهاده‌اند 
یا خود در آن زمین که تویی خاک عنبر است 
. 
بازآ و حلقه بر در رندان شوق زن 
کاصحاب را دو دیده چو مسمار بر در است 
. 
بازآ که در فراق تو چشم امیدوار 
چون گوش روزه دار بر الله اکبر است 
. 
دانی که چون همی‌گذرانیم روزگار 
روزی که بی تو می‌گذرد روز محشر است 
. 
گفتیم عشق را به صبوری دوا کنیم 
هر روز عشق بیشتر و صبر کمتر است 
. 
صورت ز چشم غایب و اخلاق در نظر 
دیدار در حجاب و معانی برابر است 
. 
در نامه نیز چند بگنجد حدیث عشق 
کوته کنم که قصهٔ ما کار دفتر است 
. 
همچون درخت بادیه #سعدی به برق شوق 
سوزان و میوهٔ سخنش همچنان تر است 
. 
آری خوش است وقت حریفان به بوی عود 
وز سوز غافلند که در جان مجمر است 
. 

  • پنج شنبه
  • 5
  • دی
  • 1398
  • ساعت
  • 11:25
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران