• پنج شنبه 16 مهر 05


متن شعر غزل حضرت مهدی (عج) -(دل از ما برد و رخ از ما نهان کرد )

927

دل از ما برد و رخ از ما نهان کرد 
نمی دانم صبوری چون توان کرد 
. 
ندارم اختیار خویشتن را 
هر آنچه او بخواهد باید آن کرد 
. 
ندارم شکوه ای از کس ، که با من 
هر آنچه بوده آن ابرو کمان کرد 
. 
کمان ابرو و مژکان تیر و، رامی 
دل خونین و لرزانم نشان کرد 
. 
ز دیده تیر تیزی جست و در دم 
دلم را پاره ، خود را در میان کرد 
. 
امان از تیر عشق مه جبینان 
که دود آه دل در آسمان کرد 
. 
نشسته دیده ام در اشک خونین 
که دل را غارت آن سرو چمان کرد 
. 
ندانم با که گویم حال خود را 
که جانم بر لب آن آرام جان کرد 
. 
رضایم بر رضای نازنینم 
که هر که نا رضا آمد زیان کرد 
. 
#هدایت شاکر و ممنون و مسرور 
که مهر او دل ما را مکان کرد 

  • پنج شنبه
  • 5
  • دی
  • 1398
  • ساعت
  • 11:29
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران