• شنبه 3 اسفند 98


بس کن بلال جان پیمبر اذان نگو

263
0

#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

بس کن بلال جان پیمبر اذان نگو
از حال رفت فاطمه دیگر اذان نگو

بس کن بلال مادرم از دست میرود
نام پدر دوباره اگر از تو بشنود

بس کن بلال خاک عزا بر سرم مکن
پایین بیا زماذنه بی‌مادرم مکن

ترسم که جان رود زتن مادرم بلال
زود است خانه دار شود خواهرم بلال

حیدر حریف گریه زهرا نمی‌شود
اینها برای فاطمه بابا نمی‌شود

حالا که روی ماذنه هستی ،بیا بلال
بهر شفای مادرما کن دعا بلال

دست دعا بگیر سوی آسمان بلال
امن‌یجیب بهر شفایش بخوان بلال

شاید خدا دعای تو را مستجاب کرد
رحمی به حال ما و دل بوتراب کرد

بس کن بلال مادر ما داغدیده است
روز خوشی زبعد پیمبر ندیده است

جدم که بود مادر ما احترام داشت
این خانه نیز حرمت بیت‌الحرام داشت

یادش به خیر اذان تو را تا که می‌شنید
قبل از نماز بر در این خانه می‌رسید

جدم که رفت فاطمه بی‌احترام شد
در پشت درب‌خانه او ازدحام شد

وقتی شرار کین زسرایش بلند شد
زهرا صدای یاابتایش بلند شد

بابا ببین که شعله به کاشانه ام زدند
بابا ببین لگد به در خانه ام زدند

بابا ببین که پهلوی زهرای تو شکست
ضرب غلاف بازوی زهرای تو شکست

بابا ببین به گفته تو پشت پا زدند
سیلی به روی فاطمه‌ات بی‌هوا زدند

____

دختر دلش زنام پدر زیر‌ و رو شود
ای وای اگر که با سر او رو به رو شود

زهرا شنید نام پدر را زتاب رفت
کی باسر بریده به بزم شراب رفت

زهرا غم اسیری و رنج سفر ندید
طشت طلا و راس جدای پدر ندید

زهرا ندید راس پدر در برابرش
چوب جفا خورد به لبهای اطهرش

#عبدالحسین

.

  • دوشنبه
  • 23
  • دی
  • 1398
  • ساعت
  • 1:21
  • نوشته شده توسط
  • عبدالحسین میرزایی

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران