نگو که از دوطرف تیغ آب دار شکافت
به احترام علی فرق ذوالفقار شکافت
که تیغ تیغ دگر را نمی بُرد هرگز
شکافت گر خم ابروش از کنار شکافت
نگاه کرد به شمشیر در غلاف خودش
به جبر،نه،سر مرحب به اختیار شکافت
مورخان همگی گفته اند در خیبر
چه کار کرد مگر که سر شکار شکافت
نگاه کرد به چپ ریخت از یمین لشکر
به راست کرد نظر لشکر از یسار شکافت
یکی به مسجد کوفه یکی به کرب و بلا
به روزگار سر او فقط دوبار شکافت
- یکشنبه
- 18
- اسفند
- 1398
- ساعت
- 13:41
- نوشته شده توسط
- ابوالفضل عابدی پور
- شاعر:
-
مهدی رحیمی زمستان
ارسال دیدگاه