• جمعه 3 مهر 05


زبانحال حضرت امام کاظم (ع) -(از محبس عراق چو خیزد نوای من )

775

از محبس عراق چو خیزد نوای من 
شور افکند به دشت حجاز آه و وای من 
. 
چون نی، نوا به گوشۀ زندان کنم مدام 
لاهوتیان دهند صدا بر صدای من 
. 
مُلک حجاز نیست،دیار مخالفت 
کو همدمی به گوشة غرب برای من 
. 
رازِ دل شکسته نهم با که در میان؟ 
تا آه و ناله سر کند از ماجرای من 
. 
موسای عصر خویشم و کاظم ملقّبم 
از آب دیده در دل دریاست جای من 
. 
خورشید عمر من لب بام اجل رسید 
شد چون هلال قامت سرو سای من 
. 
گر بنگرد ز روزنۀ محبسم کسی 
جسم من اشتباه کند با عبای من 
. 
تشخیص کی دهد بدنی زیر این عباست 
آن هم که پاره پاره شده چون قبای من 
. 
پوسیده رخت من ز رطوبت در این مکان 
کس نیست با خبر ز من و ابتلای من 
. 
شد سالها که جای من است این سیاه چال 
بر حال من ز لطف ببخش ای خدای من 
. 
باد صبا ز پای در آرد چو گل مرا 
گر بر زمین ز دست من افتد عصای من 
. 
دادم رضا بجور عدو در رضای دوست 
جانم به لب رسید و نیامد رضای من 
. 
جدّم شهید گشت به دشت بلا اگر 
بغداد شد ز جور عدو کربلای من 
. 
از زهر کینه سوخت دل و جانم ای خدا 
مجروح کرد حلقۀ زنجیر پای من 
. 
کس گر در این دیار نگیرد به من عزا 
گیرد به اشک چشم «حسینی» عزای من 

  • شنبه
  • 2
  • فروردین
  • 1399
  • ساعت
  • 21:30
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران