بر باقر علم نبی ، جنّ و ملک گریان بود
اندر عزای او به پا صد ناله و افغان بود
آن سرور و سالار دین ، فرزند زین العابدین
سرحلقه اهل یقین ، کز سوز سمّ نالان بود
ظلم هشام بی ادب ، افکند او را در تعب
عقل بشر زان تاب وتب ، وز آن جفا حیرا ن بود
چون بود طالب بر رضا ، گردید تسلیم قضا
تا شافع روز جزا ، او برگنه کاران بود
گر رفت زین بیت الحزن ، با صد غم و رنج و محن
اکنون چو بلبل در چمن ، مسرور هم خندان بود
آتش به جان ماسوا ، افتاده از این ماجرا
کان شاه از زهر جفا ، مقتول از عدوان بود
( قاضی زاهدی)
- جمعه
- 28
- مهر
- 1391
- ساعت
- 14:44
- نوشته شده توسط
- مرتضی پارسائیان
ارسال دیدگاه