عرشيان شور گرفتند به نام تو حسين
محشر عشق به پا كرده قيام تو حسين
غير پيغمبر و زهرا و على هيچ كسى
نرسيده است به معراج مقام تو حسين
كربلا عرصه ی آزادگى و غيرت و عزم
عزت نفس و شرف بود پيام تو حسين
دولت عشق تو تا روز قيامت باقى است
خورده چون سكه ی ايثار به نام تو حسين
به دو عالم ندهد لذت آقايى را
هركه شد خاك كف پاى غلام تو حسين
هر شب جمعه به همراه ملائك تا صبح
انبیا آيند بر عرض سلام تو حسين
ياوران تو عطش نوش شهادت بودند
جرعه ی فيض چشيدند ز جام تو حسين
آب لب تشنه تو بود ولى قوم سراب
قطره اى ز آن نرساندند به كام تو حسين
هديه از باغ خدا بود كه تقديم تو شد
عطر آن سيب كه پر كرد مشام تو حسين
آن غروبى كه غريبانه سرت كرد طلوع
سوخت در شعله ی بيداد خيام تو حسين
صوت قران تو بر نيزه به زينب جان داد
فيض روح القدسى داشت كلام تو حسين
چون كبوتر دل شيدايى و تنهاى (كميل)
آشيانه نكند جز لب بام تو حسين
- چهارشنبه
- 1
- مرداد
- 1399
- ساعت
- 1:21
- نوشته شده توسط
- محدثه محمدی
- شاعر:
-
کمیل کاشانی
ارسال دیدگاه