• شنبه 3 آبان 99

 امیرحسین سلطانی

اربعین -(یه اربعین سرت به روی نیزه دیدم)

25

بند اول

یه اربعین سرت به روی نیزه دیدم
یه اربعین از دور تورو داداش بوسیدم
یه اربعین گذشته اما حالا داداش
من اربعین به کربلای تو رسیدم

پاشو تموم هستیه زینب
پاشو داداش ببین که برگشتم
پاشو که خیلی حرف دارم باتو
پاشو برات بگم از سرگذشتم

پاشو بگم من از اسارت
از کوفه و شام و حقارت
زخم زبون بود و جسارت
بزم حرومی و ملامت


واویلتا حسین مظلوم


?بند دوم

یه اربعین شده که من بیتابت هستم
یه اربعین داداش طناب بستن به دستم
یه اربعین گذشته اما حالا داداش
من اربعین رسیدم اما خیلی خستم 

پاشو ببین که اومده خواهر
پاشو ببین پریشونه حالم
از این جماعت خیلی دلخونم
پاشو ببین شکسته شد بالم

یه اربعین اشکم روونه
زدن منو با هر بهونه
دارم روی تنم نشونه
از ضربه های تازیونه


واویلتا حسین مظلوم


?بند سوم

یه اربعین شده داداش که من دلتنگم
یه اربعین شده زخمی از ضرب سنگم
یه اربعین منزل به منزل خطبه خونم
با خطبه هام دارم با دشمنت میجنگم

هر چی بِهِم سپرده بودی رو
این اربعین برات من آوردم
اما یکیشو جا گذاشتم توو
کنج خرابه ها نیاوردم

شرمندتم عزیز برادر
منو ببخش غریب مادر
من اومدم با قلب مضطر
جاش خالیه سه ساله دختر


واویلتا حسین مظلوم

  • شنبه
  • 26
  • مهر
  • 1399
  • ساعت
  • 17:37
  • نوشته شده توسط
  • Fatemeh Mahdinia

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید


حجم فایل 453.88 KB
تعداد بازپخش 1
تاریخ بارگذاری شنبه 26 مهر 1399 17:39

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران