• دوشنبه 18 خرداد 05

 یوسف رحیمی

زمینه بقیع -(رو خاک بقیع، با اشک می‌شینم)

1

رو خاک بقیع، با اشک می‌شینم
صحن مادرمو، کی می‌شه ببینم؟

ایشالا می‌سازیم، اون حرم زیبا رو
ایشالا می‌سازیم، گلدسته و صحنا رو
ایشالا می‌سازیم

می‌دونم تموم می‌شه، روزای درد و غم
می‌شینم یه گوشه‌ای محو حرم می‌شم
به روی بال نسیم، دیدنیه پرچم

«اَلعَجل یابن الحسن، ای هستی زهرا»



اینجا زائرا، حرفایی دارن
می‌دونی زیر لب، چه دعایی دارن؟

ایشالا می‌‌خونیم، از غصه‌های حیدر
ایشالا می‌‌خونیم، روضه برای مادر
ایشالا می‌‌خونیم

توی آتیش می‌سوزه، انگار هنوزم در
اینجا هر روز می‌پیچه، بوی گل پرپر
می‌دونم اما میاد، منتقمش آخر

«اَلعَجل یابن الحسن، منتقم زهرا»



از راه می‌رسه، غم‌خوار علی
توی دست می‌گیره، ذوالفقار علی

ایشالا می‌گیریم، انتقام زهرا رو
ایشالا می‌گیریم، تقاص اون اشکا رو
ایشالا می‌گیریم

می‌شه توی مدینه،‌ قیامتی برپا
رسیده وقت عبور، از کوچۀ غم‌ها
فدکو پس می‌گیریم، از دشمن زهرا

«اَلعَجل یابن الحسن، منتقم زهرا»



داره می‌رسه، روزای ظهور
همه جا می‌پیچه، عطر سورۀ نور

ایشالا می‌بینیم، اون روزای زیبا رو
ایشالا می‌بینیم، اومدن آقا رو
ایشالا می‌بینیم

وقتی که خورشید ما، تو آسمون تابید
برا پابوسش میاد، از آسمون خورشید
می‌خونیم پشت سرش، اینجا نماز عید

«اَلعَجل یابن الحسن، ای هستی زهرا»

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 2:29
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید


حجم فایل 1.36 MB
تعداد بازپخش 0
تاریخ بارگذاری سه شنبه 15 اردیبهشت 1405 06:59

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران