دلش خونه از اهل کوفه
دلش خونه از بیوفایی
میره آروم آروم تا مسجد
داره رو لبهاش نوایی:
آه ای کوفه، وادی رنج و دردی
با قلب من، خودت بگو چه کردی
توی این شهر، پیدا نمیشه مردی
بودی ای شهر غربت من
شاهد اشک و خلوت من
میرسه روز حسرت تو
ای دریغ، با شهادت من
«آه از این کوفهٔ بیوفا»
خبر میپیچه توی کوفه
خبر نه که فریاد درده
تو محراب مسجد یه نامرد
به مولا علی حمله کرده
شیون کن ای دل به خون نشسته
اون دستی که، دست علی رو بسته
حالا فرقِ علی رو هم شکسته
میرسه فردای بی علی
غربت شبهای بی علی
کوفیا! «حالا این شما و
وحشت دنیای بی علی»
«آه از این کوفهٔ بیوفا»
شاعر: یوسف_رحیمی
نغمهپرداز: سیدعلیاکبر_حسینپور
- سه شنبه
- 15
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 2:44
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
یوسف رحیمی


ارسال دیدگاه