کنار قدمهای جابر
میشم توی مشایه زائر
راهی میشم همقدم با زوّار تو
همقدم با عاشقا و خادما و انصار تو
همقدم با مردایی که تو میدونن پاکار تو
حسین، ما اومدیم که فدات بشیم
حسین، نذر شبای عزات بشیم
«حسین، جان...»
میشم راهی بازم پیاده
پر از رازه این راه و جاده
این جادهها بارونیه نیمهشبا
این جادهها دم میگیره هر سحر با ذکر لبا
وا زینبا، وا زینبا، وا زینبا، وا زینبا
حسین، ما کشتهٔ غم زینبیم
حسین، بیتاب ماتم زینبیم
«حسین، آه...»
سر اومد چهل روزِ دوری
ولی بود چهل سال صبوری
زینب زینب، ذکر لب قافله بود
زینب زینب، یک اربعین تسبیحات نافله بود
زینب زینب، چهل منزل گریههای سلسله بود
حسین، بعد از چهل شب پر بلا
حسین، زینب رسیده به کربلا
«حسین، وای...»
شاعر: یوسف_رحیمی
نغمهپرداز: سیدعلیاکبر_حسینپور
- سه شنبه
- 15
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 19:16
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
یوسف رحیمی


ارسال دیدگاه