• دوشنبه 18 خرداد 05

 قاسم صرافان

غزل فاطمیه در قالب واحد -(خواستم یاری کنم اما درق آن غوغا نشد)

4

خواستم یاری کنم اما در آن غوغا نشد
خواستم من هم بگیرم دست بابا را، نشد

مادرم آن را گرفت و تازیانه پشت هم،
هی فرود آمد ولی دستان مادر وا نشد

دست مادر آخرش وا شد، نمی‌گویم چطور
این‌قدَر گویم که زهرا دیگر آن زهرا نشد

من فقط می‌دانم آن روز و در آن کوچه، چه شد
من فقط دیدم چرا افتاد مادر، پا نشد

حال و روزش فکر می‌کردم که بهتر می‌شود
هرچه ماندم منتظر، فردا و فرداها... نشد

هرچه گشتم کوچه را، فردا و فرداها... نبود
هرچه گشتم، گوشواره آخرش پیدا نشد...

آخرش خم شد به درگاه علی، ماه علی
آری آن قامت به‌جز در پای یکتا، تا نشد...

چشم امید یتیمان! چشم را وا کن ببین
ناله هم سهم یتیمان تو از دنیا نشد

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 0:33
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید


حجم فایل 942.68 KB
تعداد بازپخش 0
تاریخ بارگذاری پنج شنبه 17 اردیبهشت 1405 05:04

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران